غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
203
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
نمىخواستند خليفه از فرزندان متوكل باشد ، زيرا ممكن بود به انتقام خون پدر آنان را بكشد . پس رأيشان بر المستعين احمد بن محمد بن المعتصم باللّه قرار گرفت و با او بيعت كردند . در سال 249 سپاهيان و شاكريان « 517 » در بغداد شورش كردند زيرا مىديدند كه تركان بر دولت مسلط شدهاند ، هر كه را از خلفا مىخواهند مىكشند و هر كه را مىخواهند به خلافت مىنشانند ، بىآنكه ديندار باشد يا مسلمانان او را پذيرفته باشند . عامه نيز در بغداد اجتماع كردند و بانگ و خروش برآوردند و زندانها را گشودند و زندانيان را آزاد كردند و يكى از دو پل را آتش زدند و ديگرى را بريدند و خانههاى توانگران را غارت كردند و اموال بسيار حاصل كردند و آن را ميان كسانى كه به نگهدارى مرزها مىروند پخش كردند . همچنين معتز را از زندان آزاد نمودند و موى سرش را كه در زندان دراز شده بود قدرى كوتاه كردند و با او به خلافت بيعت نمودند و مستعين را برانداختند . مدت خلافت او دو سال و نه ماه بود . مستعين در سال 251 به بغداد راند و در آنجا به محاصره افتاد . و در سال 252 خود را از خلافت خلع و با معتز پسر متوكل بيعت كرد و در بغداد به نام معتز بر منبر خطبه خواندند . چون مستعين با معتز بيعت كرد معتز او را به بصره فرستاد و از بصره به واسط . در آنجا كسى را به كشتن او فرستاد . چون كشته شد سرش را نزد معتز آوردند . معتز گفت : بگذاريدش تا از كار ملك فراغت يابم . چون فراغت يافت در او نظر كرد و فرمان داد دفنش كنند . در اين سال معتز مؤيد برادر خود را حبس كرد . پس از چندى او را مرده از زندان بيرون آورد در حالى كه اثر هيچ جراحتى در تن او نبود . گويند او را در لحافى از سمور پيچيدند و دو جانبش را بستند تا هلاك شد . در سال 254 تركان احمد بن طولون را امارت مصر دادند . طولون كه يكى از غلامان ترك مأمون بود ، در سال 220 در بغداد صاحب فرزندى شد به نام احمد . احمد مردى بود با همتى عالى و زمام عقل و دين تركان به دست داشت . تركان كارهاى بزرگ را به او مىسپردند و او نيز به خير و صلاح ايشان كار مىكرد ، از اين رو